معرفی 3 نوع معماری مختلف
معرفی 3 نوع معماری مختلف
معماری سبکهای متنوع و گوناگونی دارد که هر یک از آنها بر موضوعات مختلف ساختمان از جمله دکوراسیون منزل و طراحی داخلی ساختمان و… تاثیر میگذارد. ما در این نوشته قصد داریم به سه نوع معماری غیر خطی، پرش کیهانی و فراکتال بپردازیم.
معماری غیر خطی
دوران پس از جنگهای جهانی هم زمان با آغاز دوران جنگ سرد، افزایش کاربرد کامپیوتر و تکنولوژی و به ویژه استفاده گسترده از اینترنت در ارتباطات موجب تغییرات بسیاری در حوزهها و زمینههای مختلف و از جمله معماری شد. دامنهی عمده این تأثیرات در معماری به سالهای ۱۹۹۰ میلادی باز میگردد. گستره دنیای دیجیتال و عصر ارتباطات تا آنجا در معماری تاثیر گذاشته بود که پول و یرو معتقد بود فضا به جایی رسیده است که دیگر نمیتواند وجود داشته است.
شاخصههای عمده معماری غیرخطی عبارت هستند از:
- فرم توپولوژیک. (یعنی فرمهایی که شبیه به توپو گربفی هستند.)
- استفاده از ادوات الکترونیکی در فضاها.
- استفاده از نرمافزارها.
فرایند طراحی در یک معماری غیر خطی بهطوری است که در آن فرم بنا در راستاهای مختلف به شدت دچار خمیدگی خواهد شد. این مدل معماری نرم افزارهای گرافیکی و طراحی هوا فضا و نیز انیمیشن جایگاه ویژهای دارد. استفاده از خمها و انحناها پیشتر در پروژههایی مانند twa، اپرای سیدنی، طرحهای کاندلا و… وجود داشت اما در این نمونههای متأخر به اوج خود میرسد.
پیچیدگی و خم به گونهای است که فرم تولید شده مثل ابرهای آسمان هستند که میتواند تعبیرهای مختلفی از آن صورت گیرد. کوپ هیمل بلاو در تشریح پروژه ابر شماره 9 گفته بود: ساختمانی که نمیخواهد ساختمان شود.
در حیطه شهر سازی مجازی سازی مرکز شهر و حومه آن را کاملا از بین میبرد و به جای آن ابر مرکزهای مجازی ایجاد میکند، شهرهایی که مرکز آن همه جا هست و پیرامون آن هیچ کجا. جهان – شهرها به محلهها و ناحیههای این ابر شهر تبدیل میشوند.
رویکرد دیجیتالی جدید به طراحی معماری یا معماریهای دیجیتال بر اساس مفاهیم کامپیوتری از قبیل فضاهای توپولوژیکی یا معماریهای توپولوژیکیT سطحهای همشکل، دینامیک و سینماتیک حرکتی یا معماری پویا، معماری دگردیسی، معماری پارامتری و الگوریتم ژنتیکی پایه ریزی میشوند.
این طراحی جدید بر اساس موضوعات مختلفی که از مجملهی آنها میتوان به هندسه ارتجاع پذیر توپولوژیکی سطوح و منحنیهای به هم پیوسته اشاره کرد، صورت میگیرد. این معماری توپولوژی از طریق ماشین ابزارهای CNC قابل ساخت هستند.
معماری پرش کیهانی
معماری پرش کیهانی عنوانی است که چارلز جنکز در توصیف برخی از رویکردهای معماری در اواخر قرن بیستم میلادی به ویژه با اشاره به برخی آثار معمارانی مانند گهری و لیبسکیند مورد استفاده قرار داد. معماری پرش یا پیدایش کیهانی برآیند نظریاتی مانند نسبیت انیشتین و عدم قطعیت هایزنبرگ است.
در معماری پرش کیهانی طرحها به صورت فانتزی و کج ریخت یا همان دفرمه است. از نمونه بناهای این سبک میتوان کارهای فرانک گهری مانند موزه گوگنهایم واقع در شهر بیلبائو اسپانیا و همچنین سالن کنسرت والت دیسنی در لس آنجلس اشاره کرد. موزه بیلبائو از این منظر مورد توجه است که موجب تغییر نگرش فرهنگی به شهری است که در طول تاریخ خود همواره دارای چهره جنگ طلب و خشن بوده اما اکنون به مهد فرهنگ و هنر شناخته میشود.
در کارهای فرانک گهری خط راست وجود ندارد. موزه گوگنهایم شبیه به یک گل در حال شکوفایی است و اجزای ساختمان در مرکز به سمت بیرون گسترش یافته و کشیده شدهاند. جنس نمای موزه گوگنهایم از ورقهای تیتانیوم است.
چارلز جنکز در مورد این موضوع ایرادی را عنوان کرده است. او اعتقاد دارد که گهری باید در نمای ساختمان از ورقههایی با ابعاد متفاوت استفاده میکرد. درست مانند فلس ماهی که همین ساختار را دارد و با توجه به شکل بنا و موقعیت و کاربرد آن ابعاد ورقها میبایست تغییر میکردند. گهری هم در کارهای بعدی خود این مسئله را مد نظر قرار داد. معماری پرش کیهانی را میتوان سبک تکمیلکننده تا خوردگی یا همان فولدینگ و واسازی دانست.
جنکز ویژگیهای معماری پرش کیهانی را اینگونه بیان میکند که:
- ساختمانی که مجاور طبیعت قرار دارد و با استفاده از گفتمان طبیعی ساخته شده است.
- نمایش دادن مبدا و نقطه شروع کیهانی، سازماندهی خود، ظاهر و پدیدار شدن و پرش به یک سطح بالاتر و یا پایینتر.
- تجلیل کردن از گوناگونی، تنوع، دگرگونی خصوصا از سیستمهای تشدید کننده تباین.
- ایجاد گوناگونی از طریق روشهای تکه چسبانی یا همان کولاژ، خوشه چینی انقلابی و روی هم قرار دادن.
- بیان تمامی این موضوعها به صورت نشانههای دوگانه معروف که همان نشانههای زیبایی و نشانههای ایده هستند.
- توجه به علم و اثرات آن در این موضوع مخصوصا علم معاصر در مورد مباحث نشانههای کیهانی.
نظریه آشفتگی
این نظریه را ادوارد لورنز در یک نوشته در سال ۱۹۶۳ میلادی درباره موضوعات هواشناسی مطرح نمود. لورنز با طرح این مسئله که آیا بال زدن پروانه در برزیل میتواند موجب بروز یک طوفان در تگزاس شود؟ به دنبال شرح این موضوع بود که اتفاقات جزئی میتوانند با توجه به اتفاقات بزرگ شوند او برای تشریح این موضوع از اصطلاح اثر پروانه استفاده کرد. ادوارد اورنز اثر پروانه را نشانی از وقوع پارادایم پیچیدگی در زندگی معاصر میدانست. موزه بیلبائو نمادی از این پارادایم پیچیدگی، آشفتگی و… است.
معماری و هندسه فرکتال
هندسه فراکتال هندسهای است غیرخطی و نا اقلیدسی. نظریه فراکتال را مندلبروت به صورت مجموعهای از عناصر مشابه و تکرار پذیر مطرح نمود. نظریه فراکتال را نظریه خود همانندی نیز مینامند.
در این نظریه هر جز نه تنها به اجزای دیگر بلکه به کل مجموعه شبیه است. این هندسه نمایش مفهوم وحدت در عین کثرت است. وحدت ارگانیک در جاهایی که جزء نمیتواند اضافه یا کم شود مگر آن که کل را ناقص کند.
هندسه فراکتال بر خلاف هندسه اقلیدسی روشی بهتر برای توضیح پدیدههایی همچون طبیعت است. زبانی که این هندسه به وسیله آن بیان میشود الگوریتم است. فراکتالها سیستمهایی از عناصر خود – مشابه هستند. نمونههایی مانند برج ایفل و یا پاویون ایالات متحده در نمایشگاه اکسپو در شهر مونترال از نمونههای بارز آن هستند.
برای مشاورهی رایگان میتوانید با شمارههای ۰۹۱۲۲۴۶۰۰۸۹ | ۰۹۱۲۱۴۷۱۸۴۷ به طور مستقیم تماس بگیرید.
نظرات خود را در ارتباط با این نوشته برای ما بنویسید.
با آرزوی بهترینها.






هانیه
مهر 1403چه چالشهایی تو اجرای پروژههای فرکتال وجود داره؟