دانشجویان معماری از گذشته تا حال!
22
بهمن

دانشجویان معماری از گذشته تا حال!

دانشجویان معماری از گذشته تا حال!

معماری رشته جذاب و فوق العاده پرکاری ست که از دیرباز دانشجویان زیادی را جذب خود کرده است. با پیشرفت تکنولوژی شیوه های آموزشی، نحوه دفاع و تحویل دادن پروژه ها و ژوژمان ها هم عوض شده، مخصوصا با آموزش مجازی ماه‌های کرونا که همه چیز به سمت و سوی اینترنتی شدن رفته، وضعیت آموزشی و روش ها و متدهای تحصیلی دانشجویان معماری هم تغییرات فراوانی کرده است، در این نوشته از دکوطرح، ما دانشجویان قدیم و معماران جدید، قصد بررسی وضعیت دانشجویان معماری را از گذشته تا حال داریم، امیدواریم از این نوشته لذت ببرید!

 

قبل از خواندن این مقاله توصیه می شود مقالات زیر را نیز مطالعه کنید:

 

 

دانشجویان معماری از گذشته تا حال!

تاریخچه آموزش مغماری در ایران

تحول تعلیمات حرفه ای معماری دور قدیم به آموزش علمی و دانشگاهی دور جدید، در هم کشورهای جهان با ضایعاتی همراه بود، اما در کشور ما این ضایعات ابعاد بسیار عظیمی پیدا کرد. اولین دانشکده معماری ایران، حدود پنجاه سال پیش از این در امتداد حرکتهای تجدد طلبانه دوره انتقال از سلسله قاجار به پهلوی، که وضعیت مستقلی از حیث فرهنگی و سیاسی در مملکت وجود نداشت، تأسیس شد.

پیش از این دوره، علی رغم بروز عوارض انحطاط و انحراف از شاهراه درخشان تکامل، معماری ایران هنوز لنگ لنگان، همپای تکنولوژی و اقتصادیات آن سال ها، مقتضیات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کرده، از دامان جامع وسیع حرفه ای خود جدا نشده بود. این جامع حرفه ای را شایسته ترین اعضای آن، بر اساس نظام استاد شاگردی، یعنی تعلیم در حین کار، با حفظ کلی مراتب بین عالیترین استاد معمار و ساده ترین کارگر ساختمان، و شمول جامعه به انواع حِرَف وابسته اداره می کردند و به این وسیله وظیفه تأمین خدمات ساختمانی مورد نیاز و حفظ و انتقال تجربیات به نسل جوانتر جامعه حرفه ای را به نیکوترین وجهی به انجام می رساندند.

 

عصر جدید معماری و تاثیر آن بر دانشجویان معماری

با ظهور عصر جدید صنعت و تأثیر آن در همه شئون زندگی، ساختمان سازی نیز به سرعت متحول شد. این تحول در کشورهای پیشرفته صنعتی طوری صورت گرفت که اگرچه وظیف تعلیم به دانشگاهها انتقال پیدا کرد، اما جامعه حرفه ای با تجدید سازمان خود همچنان به عنوان محل اصلی انباشت و پرورش و انتقال تجربیات از طرفی، و تأمین خدمات مورد نیاز مردم از طرف دیگر باقی ماند. بین سازمان حرفه ای و دانشگاه زبان مشترک گفت و شنود هیچگاه قطع نشد و روابط حیاتی لازم بر قرار ماند.

 

مسائل آموزش مهندسی معماری

اما در ایران که تحولات نوسازی و دگرگونی فرهنگی و سیاسی نه با آگاهی تاریخی جامعه و اراده رجال صالح آشنا به زمان، بلکه تحت تأثیرات حاشیه ای پیشرفت های اقتصادی و صنعتی غرب شکل می گرفت، بین رهبران و استادان جامعه حرفه ای معماری، و کسانی که فقط در اجرای مأموریت انتقال اسباب تجدد به کشور، آموزش و الگوی معماری مدرن را وارد ایران کردند، همدلی و همزبانی تاریخی و فرهنگی برقرار نبود و نشد. ضرورت توسعه و نوسازی شهری، سنت تقلید توده مردم از فرمانروایان و اعیان جامعه، احترام دانشگاه و تعالیم و مدارک آن و تفوق اجتماعی و سیاسی مهندسان دانشگاه دیده نسبت به استادکاران بی مدرک، باعث شد که در آن شرایط دردناک به علت ناهمزبانی میان میراث داران بی خبر از تجدد، و تجددپرستان بی خبر از میراث تاریخی، جامعه حرفه ای که وارث میراث بزرگ و دیرپای معماری ایران بود منقرض گردد، و معماران درس خواند دانشکده ها هم زمانی از خواب غفلت بیدار شوند و به برقراری پیوند گسسته تاریخی احساس نیاز کنند که توان جلوگیری از انقراض در آن ها نباشد.

از این حادث بسیار بزرگ تاریخ معماری ما زمان چندانی نگذشته است. هنوز زنده اند کسانی که در هنگام فروریختن اولین سنگها از بلندای بنای با شکوه معماری ایران حضور داشته اند. دیگران نیز به آسانی می توانند خرابه های به جا مانده از آن انهدام و تلاش کم حاصلِ برپایی بنای جدید را به چشم خود ببینند.

 

نگاهی به معماری ایرانی

تاریخ معماری در ایران بسیار طولانی است. ما ۱۴۰۰ سال معماری اسلامی- ایرانی داریم و حداقل ۱۰۰۰ سال پیشینه معماری قبل از اسلام، در همه این سال ها هم آموزش معماری به نوعی وجود داشته است. اما آموزش رسمی برای اولین بار حدود پنجاه سال پیش در دانشکده هنرهای زیبا آغاز شد. اولین پایه گذار آموزش معماری آندره گدار فرانسوی بود که به همراه چند فرنگی دیگر روش آموزشی دانشکده بوزار پاریس را عین به عین در این دانشکده پیاده کرد. در ایران آن سالها موج تجددخواهی در همۀ عرصه ها به حرکت در آمده بود و معماری هم از این موج در امان نماند. این تجددخواهی حتی از اواسط دورۀ قاجاریه بر معماری ما تأثیر گذاشته بود پله های ورودی و تشریفاتی عریض نمونه ای از این نوع معماری است. این هجوم چنان گسترده بود که به کسی فرصت تفکر نمی داد و بسیاری را با خود می برد. همان طور که امروز تب کامپیوتر با چنان سرعت و شدتی شیوع پیدا کرده که قدرت فکر کردن را از ما سلب کرده است. شاید چند سال دیگر، بسیاری از جنبه های این حرکت را مردود شماریم.

 

نظام آموزشی و مهندسی معماری

به هر حال می توان گفت که در پنجاه سال پیش آموزش آکادمیک کاملا جدا از معماری گذشتۀ ما آغاز شد. نظام آموزش همان نظام بوزار پاریس بود که البته در روش آموزش جنبه های مثبتی هم داشت. در این روش دانشجو نمره نمی گرفت بلکه قبول یا رد میشد. کار عملی عبارت بود از پروژه، اسکیس و کمپوزیسیون تزئینی که آن روزها به آن دکور می گفتند. در سالهای مقدماتی دانشجویان براساس پلانشهای بوزار از روی سبکهای کلاسیکی مانند: اوردهای توسکان، یونیک، دوریک و کورانتین طرح می کشیدند. حجم ایجاد کردن و سایه دادن (والور یا راندو) هم بر مبنای همان پلانشها صورت می گرفت. در سالهای بعد یکی از آموزشهای دانشکدۀ معماری اسکیس بود. اسکیس، قدرت تفکر و طراحی دانشجو را بالا می برد. برای تهیه اسکیس به دانشجو ۸ تا ۱۰ ساعت وقت میدادند تا طرح کاملی را ارائه دهد، در حالی که همان طرح در یک پروژه حدود ۲ ماه وقت می برد.

امروزه دانشجویان شاید مفهوم و معنی واژه اسکیس را هم ندانند، در صورتی که این روش در پرورش قوۀ تفکر دانشجو نقش مهمی دارد. در کمپوزیسیون تزئینی یا دکور، فقط تزئین مطرح نبود بلکه تناسب و چگونی قرار گرفتن اشیا و عناصر نسبت به هم، در مجموع یک طرح، موردنظر بود. این کار در واقع طراحی صنعتی، دکوراسیون داخلی و گرافیک را در بر می گرفت. دانستن این اصول برای یک معمار بسیار ضروری است. یک معمار باید در طراحی به الزامات تأسیساتی، الکتریکی و سایر موارد بنا توجه و جای هر کدام را معین کند. به این جنبه هم امروزه کمتر توجه می کنند. دروس تئوری کمتر بود و شامل هندسه، پرسپکتیو، مقاومت مصالح، اکوستیک، نقشه برداری، بر آورد، تاریخ هنر و زبان فرانسه می شد. دانشجویان حتی در انتخاب رنگ و فرم هم تحت تأثیر غرب بودند. در معماری و هنر گذشته ما از رنگهای آزاد و درخشان استفاده می کردند ولی در طرحهای دورۀ مورد بحث رنگهای تیره و سرد به کار می رفت.حتی اگر موضوع کار مسجد بود، مسجدی فانتزی و لوکس طراحی می شد. یکی از مجلاتی که بر کار دانشجویان آن دوره تأثیر زیادی داشت مجله اوژور دوئی (Aujourd’ Hui) فرانسه بود. از سرعت روی آوردن به غرب و تأثیرات فکری آن زمان که بگذریم، سیستم آموزش آن زمان تقریباً مناسب بود. دانشجوی رشته معماری یک معمار می شد نه مهندس فنی محاسب. البته معدود افرادی بودند که همۀ امور را اعم از طراحی، محاسبه و اجرا انجام میدادند، ولی هدف آموزش تقویت طراحی بود.

در دورۀ بعد گروهی از فارغ التحصیلان کشورهای خارجی، به ویژه کسانی که از ایتالیا آمده بودند، به هیئت علمی پیوستند. برنامه این دوره هم پراکنده و ناروشن بود. البته همه این تجارب برای اساتیدی که در دوره های مختلف کار می کردند، اندوختۀ مفیدی فراهم می آورد.

 

ارزیابی وضعیت آموزشی معماری

اگر بخواهیم نظام آموزشی معماری کنونی را ارزیابی کنیم باید بگوییم تعداد دروس تعیین شده را نمی توان در یک دورۀ تحصیلی کارشناسی ارشد گنجاند. جز در موارد استثنایی، بعید است که دانشجو بتواند هم در دروس عملی و هم در دروس تئوری موفق باشد. تک تک دروس خوب تنظیم شده و مفید هم هستند مثلاً در حال حاضر تنها ۵ درس مقاومت مصالح (ایستایی) داریم که بسیار خوب است ولی از طرف دیگر یک آرشیتکت نمی تواند مهندس محاسب باشد چون جامعه به عنوان یک مهندس محاسب به او اعتماد ندارد. وقت دانشجو باید بیشتر در آتلیه بگذرد تا استاد بر کار دانشجو نظارت داشته باشد و آن را تصحیح کند. علاوه بر این در آتلیه دانشجوی سال پایین از دانشجوی سال بالا کمک می گیرد و نوعی رابطۀ طلبگی پدید می آید. در حال حاضر ما فضای کافی برای کار آتلیه ای نداریم. تعداد رشته ها و دانشجویان بیشتر شده ولی فضای آموزشی ثابت مانده است. بنابراین دانشجو کاری را که بایستی در دانشکده و در آتلیه انجام دهد در خارج از دانشکده انجام می دهد. به این ترتیب کارش کنترل نمی شود. تجربه کار آتلیه ای، فارغ از اینکه بنیانگذارش چه کسی بوده برای آموزش معماری مفید است. برنامۀ درسی فعلی از نظر محتوی غنی تر شده است و در آن برای معماری سنتی و فرهنگ اسلامی ارزش بیشتری قائل شده اند. حتی اساتیدی که سالها در داخل و خارج از کشور تدریس کرده اند از برنامه دروس تمجید می کنند. برای ایجاد تعادل، باید دروس تئوری را در هم ادغام کرد و گرایشهای متفاوت را در دوره های کارشناسی ارشد ناپیوسته با دکترا گنجاند.

 

نقدی بر گزینش دانشجویان معماری

نحوه گزینش دانشجو هم باید تغییر کند. در گذشته برای آزمون معماری فقط یک روز صرف طراحی می شد و طراحی بالاترین ضریب را داشت، بنابر این دانشجو از همان ابتدا خمیرۀ هنریش را نشان می داد و طراحیش قوی بود. اما امروز دانشجویی به رشتۀ معماری راه می یابد که ممکن است اصلا از استعداد طراحی بهره ای نبرده باشد و به علت نمره آوردن در دروس ریاضی قبول شده باشد. به همین دلیل انگیزه ها و استعدادهای هنری در این دانشجویان ضعیفتر است. همانطور که گفتم باید نکات مثبت نظام آموزشی گذشته را احیا کنیم و با فرهنگ امروزمان در آمیزیم. هر برنامه ای بعد از گذشت ده سال نیاز به بازنگری دارد. بنابراین باید از نظرات صاحب نظران و دست اندرکاران معماری در داخل و خارج از جامعه دانشگاهی استفاده کرد. یکسان شدن آموزش در دانشکده های مختلف معماری مانع نوآوریها نمی شود. ما در قالب طراحیهای معماری به دانشجو امکان خلاقیت می دهیم. اگر منظور از تنوع و ابتکار پرداختن به گرایش ها و تخصص ها باشد، این امر در مقطع آموزش کارشناسی ارشد پیوسته معماری ضرورت ندارد. دانشجو باید ابتدا اصول پایه ای را فرا گیرد، در مقاطع بعدی میتوان به تنوع در آموزش توجه کرد.

 

 

برای مشاوره‌ی رایگان می‌توانید با شماره‌های ۰۹۱۲۲۴۶۰۰۸۹ | ۰۹۱۲۱۴۷۱۸۴۷ به طور مستقیم تماس بگیرید.

نظرات خود را در ارتباط با این مقاله ما بنویسید.

موفق باشید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۱ میانگین: ۵]